داشته هایی در درون هر فرد انبار شده که از معرفت ذاتی سرچشمه
می گیرد انسان بسان بذری است از نور باید که شکافته و اشکار شود این بذر کاشته شده همان فطرت است حال که به کشف درونت پرداختی نوبت توست باید به تعادل برسی وبعبارتی دیگر باید که دنیای بیرون را با درونت همسان نمایی وبه ارامش برسی تا نظم حاکم شودو به موجودی با اعتدال تبدیل شوی واحساس خوشبختی و کامیابی نمایی
اما همه که یک جور نیستند کسانی هم هستند که در اوج طغیان روحی روانی بسر می برند و انها چگونه می توانند معنای زیبای ارامش را در یابند
پس باید در جهت تقلیل بحران قدم بردارند و به مرحله ی تعادل برسند بطور ناخود اگاه نظم را در خود جستجو کنند وچنین افرادی در دنیا تاثیر
گذار هستند اما در این حین عواملی پسین و پیشین را مشاهده خواهند کرد که انسان متعادل را از راه راست دور کنند مانند ترس
ومقاومت و زیاده روی ها....
انسان باید بداند که برای پیمودن راه راست بدون عقبگرد وپیشرفت باید در جهت کسب خوبی ها تلاش وافر کرد وهر گونه عقیده ی مثبت و خوب زمانی هویدا می شود که به مر حله ی عمل برسد و ان گاه است که درک کرده و موضوع را کامل فهمیده است و جسور تر از قبل و بدون
هیچ گونه مقاومتی تغییر کرده است
زندگی یعنی تعادل و زندگی بادم وبازدم اغاز می گردد و به طراوت می رسد وبا هر بخششی بیشتر دریافت می کند و متعالی می شود واین است قانون تعادل
برای خود شناسی مراحلی وجود دارد که 2 مرحله ی ان مورد بررسی واقع شد
1-بخشش 2-عدم هراس و3-شادمانی
انسان ناخود اگاه شاد است و با شادی :عشق و ارامش نیز همراه میشود شادی چون گنجی زیر لایه های رنج نهفته که انسان اگاه باید رنج را برطرف کرده وشادی را هویدا سازد .
باشادی نعمت نعمت شکر گزاری نیز احیا میشود وانسان شاد هموارهشاکر وعبادتگر است با شادی به انسان عشقی غیر مادی دست داده که ناخواسته به هستی عشق عطا می کند و متقابلا هستی نیز به او عشق بار ش می کند
تمام هستی بیکدیگر مرتبطند مثلا انسان به درخت ودرخت به انسان .
جسم انسان خانه ی روح است وتوجه به ان به طور کامل اشتباه است زیرا که انسان متشکل از 99در صد روح و1درصد جسم است برای رسیدن به خدا باید که جاری شد وحرکت نمود وهرگز نهراسید تا تو میزبان و خدا مهمان تو.
1.
می خواهیم قدم در دادی عشق او بگذاریم عشق کسی که خود اوییم و او خود ماست. اما با دلی پر نمی توان با او یکی شد. باید که بدیها را ترک کرد و در درگاه الوهیت توبه نمود تا در پذیرش قرار گیری اما پذیرش چیست و به چه معناست ؟کی،کجا،چطوری،چه جوری؟ پذیرش اری گفتن دل است؛ پذیرش گسترش امکانات در برابر مسائل توست. پذیرش، معاوضه ی بدیها با خوبیهاست؛ به بیان دیگر نگرش صحیح است. تمام مشکلات مادر نوع نگرش ماست. بیایید زاویه ی دید را درست کنید.خوب ببینید خوب تماشا کنید اگر در متن بدی قرار گرفتید فقط خوبی ببینید زیرا خواستار عشق اویید. وقتی در پذیرش قرار گرفتید مرحله ی بعدی ساختار شکنی و باور شکنی است. سعی کنید باورها و باید هارا شکسته و به دل ترس ها بروید سپس وبا شهامت و استقامت به دل رجوع نموده و سپس تجربه کنید. راز موفقیت این است که اگاهانه خود را باخدا وحدت دهیم.
می خواهیم قدم در دادی عشق او بگذاریم عشق کسی که خود اوییم و او خود ماست. اما با دلی پر نمی توان با او یکی شد. باید که بدیها را ترک کرد و در درگاه الوهیت توبه نمود تا در پذیرش قرار گیری اما پذیرش چیست و به چه معناست ؟کی،کجا،چطوری،چه جوری؟ پذیرش اری گفتن دل است؛ پذیرش گسترش امکانات در برابر مسائل توست. پذیرش، معاوضه ی بدیها با خوبیهاست؛ به بیان دیگر نگرش صحیح است. تمام مشکلات مادر نوع نگرش ماست. بیایید زاویه ی دید را درست کنید.خوب ببینید خوب تماشا کنید اگر در متن بدی قرار گرفتید فقط خوبی ببینید زیرا خواستار عشق اویید. وقتی در پذیرش قرار گرفتید مرحله ی بعدی ساختار شکنی و باور شکنی است. سعی کنید باورها و باید هارا شکسته و به دل ترس ها بروید سپس وبا شهامت و استقامت به دل رجوع نموده و سپس تجربه کنید. راز موفقیت این است که اگاهانه خود را باخدا وحدت دهیم.
6-قانون شفقت :
پیش از انجام هر کاری باید ان را به تمامی باور نماییم وانتظار وقوع درست را داشته باشیم در واقع غلبه بر افکار منفی است که ما را از انجام کار باز می دارد و درست نگریستن و اجابت خواسته های مثبت است .
7-قانون شرافت :
ان است که حقیقت درونی را خالصانه اشکار نموده و در رفتار و کردار مان باید مراقب عواقب کار باشیم وبر اساس اصول معنوی پیش برویم و باید خود را شناخت تا اعمالمان خالصانه باشد .
باید که خویش را به معنای واقعی خویشتن پذیرفت .
8- قانون عمل:
این جهان عرصه ی عمل است وبهتر است که انچه را که درست است انجام داده ولازمه ی ان شهامت
و جرات است باید که به بینش دل گوش فرا داده و عمل کرد.
9- قانون تغییر:
چرخه ی تنوع و تغییر و دگرگونی در زمان خود به وقوع میپیوندد وتغییر رخ میدهد ولی خواه با شدت و خواه بانرمش وارامش قانون تغییر،یاداوری میکند که باید مانند فصول عوض شویم وتغییر کنیم واز انها لذت ببریم وبادگرگونی ها موزون باشیم.
10-قانون وحدت:
همان گونه که برگها متعلق به یک درختند بشریت هم تک تک متعلق به یک روح واحد و جان لایتناهی می باشند. همه از خدایییم و با او یگانه ایم. پس بیایید این بذر الهی را که درون ما کاشته شده فرصت دهیم تا جوانه بزند و رشد کند و عشق نهفته را ازاد کنیم و حاضر در حضورش باشیم.
4. قانون شفقت: با نوازش پوست ضخیم یک درخت، لطافت یک گل در میابیم هستی زنده است و همگی از حیات بارورند. همانطور که قران کریم فرموده اند: (قل سیروا فی الارض) با نگرش بر زمین وگردش در ان به عرفان میرسیم.
تمام ذرات عالم درحال اموختن و رشدند. زمین مادری مهربان است؛ امین پر شفقت که همه را میبخشد. باید بدانیم که با مهر و عشق بیشتر به خود،به دیگران بیشتر میتوانیم ببخشیم. این قاقون می گوید که باید از روی عشق و اگاهی رفتار کرد و در این دنیا در میابیم که ما فقط اموزگار داریم. باید ملایم وصبور بود و باید با رحم و شفقت هاله به دور منفی ها بافت و انها را بلعید و محو کرد وبسیار سخت است که بدی ها را نادیده گرفت، اما تنها با یک تجسم یعنی مرگ که بهترین برابر کننده است می توانیم احساس مهر و عطوفت حتی به دشمنان را نیز ابراز نماییم. پس بیایید مهربان بمانیم.
5. قانون ایمان: باید ایمان داشته باشیم و حس کنیم که روح خالصی در درون تک تک انسانها در جریان است که در خدمت الوهیت است. ایمان بزرگترین جهش انسانی است. با ایمان باید زندگی کرد و اموخت که مصائب ازمون هایی هستند که به ما اموزش میدهند. باید که به ندای درونیمان گوش فرادهیم و اموخته های بیرونیمان که همانا دانشمان با خرد درونیمان بسنجیم.
4. قانون شفقت: با نوازش پوست ضخیم یک درخت، لطافت یک گل در میابیم هستی زنده است و همگی از حیات بارورند. همانطور که قران کریم فرموده اند: (قل سیروا فی الارض) با نگرش بر زمین وگردش در ان به عرفان میرسیم.
تمام ذرات عالم درحال اموختن و رشدند. زمین مادری مهربان است؛ امین پر شفقت که همه را میبخشد. باید بدانیم که با مهر و عشق بیشتر به خود،به دیگران بیشتر میتوانیم ببخشیم. این قاقون می گوید که باید از روی عشق و اگاهی رفتار کرد و در این دنیا در میابیم که ما فقط اموزگار داریم. باید ملایم وصبور بود و باید با رحم و شفقت هاله به دور منفی ها بافت و انها را بلعید و محو کرد وبسیار سخت است که بدی ها را نادیده گرفت، اما تنها با یک تجسم یعنی مرگ که بهترین برابر کننده است می توانیم احساس مهر و عطوفت حتی به دشمنان را نیز ابراز نماییم. پس بیایید مهربان بمانیم.
5. قانون ایمان: باید ایمان داشته باشیم و حس کنیم که روح خالصی در درون تک تک انسانها در جریان است که در خدمت الوهیت است. ایمان بزرگترین جهش انسانی است. با ایمان باید زندگی کرد و اموخت که مصائب ازمون هایی هستند که به ما اموزش میدهند. باید که به ندای درونیمان گوش فرادهیم و اموخته های بیرونیمان که همانا دانشمان با خرد درونیمان بسنجیم.
4. قانون شفقت: با نوازش پوست ضخیم یک درخت، لطافت یک گل در میابیم هستی زنده است و همگی از حیات بارورند. همانطور که قران کریم فرموده اند: (قل سیروا فی الارض) با نگرش بر زمین وگردش در ان به عرفان میرسیم.
تمام ذرات عالم درحال اموختن و رشدند. زمین مادری مهربان است؛ امین پر شفقت که همه را میبخشد. باید بدانیم که با مهر و عشق بیشتر به خود،به دیگران بیشتر میتوانیم ببخشیم. این قاقون می گوید که باید از روی عشق و اگاهی رفتار کرد و در این دنیا در میابیم که ما فقط اموزگار داریم. باید ملایم وصبور بود و باید با رحم و شفقت هاله به دور منفی ها بافت و انها را بلعید و محو کرد وبسیار سخت است که بدی ها را نادیده گرفت، اما تنها با یک تجسم یعنی مرگ که بهترین برابر کننده است می توانیم احساس مهر و عطوفت حتی به دشمنان را نیز ابراز نماییم. پس بیایید مهربان بمانیم.
5. قانون ایمان: باید ایمان داشته باشیم و حس کنیم که روح خالصی در درون تک تک انسانها در جریان است که در خدمت الوهیت است. ایمان بزرگترین جهش انسانی است. با ایمان باید زندگی کرد و اموخت که مصائب ازمون هایی هستند که به ما اموزش میدهند. باید که به ندای درونیمان گوش فرادهیم و اموخته های بیرونیمان که همانا دانشمان با خرد درونیمان بسنجیم.
ذات الهی به تک تک ما تعلق داردوبرای رسیدن به ذات الهی باید اصولی را یاد گرفت وبکار برد
وبه طور کلی باید سفر کرد و داشته های مدفون در دل را با خود خویش تقسیم کرد ودریافت که تمام چیز ها در دل است ودل در همه چیز
باید دریافت که همه در اغوش روحی خالص زندگی می کنیم اما باید بیدارشدودراکنون ابدی زندگی
کنیم وخود گم کرده راباز یابیم ودریابیم که ترسها و پریشانیها ودل واپسی ها و هر بازی منفی ذهن را به طلای ناب ارامش و شادی مبدل کردواین است ایین جان
در اسرار زندگی جهان تحت قوانینی عمل می کند که در واقعیت مانند قانون جاذبه اند؛قد کشیدن گل ،غرش موجها برساحل وچرخش زمین ،تغییر فصول راحاکم است که با اهنگ ان حتی کهکشان هم پایکوبی می کند این است ایین جان و شعور الهی که به نظم فطری اشاره می کند ومی تواند ادمی را درپستی و بلندی های زندگی هدایت کرده وبا امور عملی انسان سروکاردارد
ایین جان ،درون هر فرد به صورت انبار وسیعی از معرفت ذاتی اشیان دارد
1-قانون تعادل : باید که با تعادل وایجاد نظم طبیعی میانه رو شد وبه کامیابی رسید ؛تعادل درونی ،طریقت زندگیست وبا این قانون می توان در تصحیح خود افراط کنیم ،تعادل همان دم و بازدم است
همان دادن وستاندن
2-قانون پیشرفت تدریجی :اگر در هر کاری فقط به فکر اخر کار باشیم روی تکامل نمی بینیم بلکه باید به تدریج وبا قدمهای کوچک وپیوسته راه را طی کرد ؛به طبیعت بنگریم که چگونه در مدرسه ی زمینی اموزشهای خود را به موقع ظاهر می کند ،موفقیت قدم به قدم است ولی باید با کلید صبر وخویش انضباطی درهای بسته را گشود
3-قانون حضور :مشکلات مربوط به گذشته و اینده است باید که در زمان حضور حاضر باشیم وباید بدانیم که یک روز از زندگیمان را با عمل انجام شده در حال معاوضه کرده ایم........
ادامه دارد